تبليغاتX
ضد دخمل +ضد پسر

ضد دخمل +ضد پسر

مشكلات خنده دار اما واقعيه دختر پسرا

شاید خوب...شاید بد

سلام بروبکس عزیز

دلم واستون یه ذره شده ولی حیف که این ترم واحدهای درسیم زیاده

شاید دیگه نتونم بیام نت ولی همین که به یادم هستین یه دنیا ارزش داره

همتونو دوس دارم و سعی میکنم مثل قبلا بازم بیام پیشتون

نظر خواهی رو بدون تایید و آزاد گذاشتم(هر چه میخواهد دل تنگت بگو)

+ نوشته شده در  89/11/16ساعت 18:50  توسط مسعود جوووون  | 

خانومها هيچ وقت راضي نميشن

سلام بروبكس خيلي خيلي باحال

شطور مطورين؟؟؟دارين حال ميكنين هااااااا

ايوووووووول حال كنين چون داش مســـــــــــعود بعد از سالها بالاخره آپ كردهhttp://upload1.imgdl.ir/images/266MRT_www.Win2Farsi.com_.gif

اينم يه واقعيت باحال كه ... خودتون بخونين بهتره.به جون خودم راسته

%تقريبا ضد دخمل%

http://upload1.imgdl.ir/images/222labkhand.jpg

يك مركز خريد وجود داشت كه زنان ميتوانستند به آنجا بروند و مردي را انتخاب كنند كه شوهر آنان باشد.

اين مركز پنج طبقه داشت و هرچه به طبقات بالاتر ميرفتند خصوصيات مثبت مردان بيشتر ميشد. اما اگر

در طبقه اي دري را باز كنند بايد از همان طبقه مردي را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه

برگشت ندارند و هر شخص فقط يكبار ميتواند از اين مركز استفاده نمايد.

روزي دو دختر كه با هم دوست بودند به اين مركز رفتند تا شوهر مورد نظر خود را انتخاب كنند.

بر روي درب طبقه اول نوشته بود اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند. دختري كه اين تابلو

را خوانده بود گفت خب بهتر از بيكاري يا بچه نداشتن است!! ولي دوست دارم ببينم در طبقات بالا چه

مواردي هست!!

در طبقه دوم نوشته بود اين مردان شغلي با حقوق زيادو بچه هاي دوست داشتني و چهره زيبا دارند.

دختر گفت: هوووممم طبقه بالا چه جوريه؟؟؟

طبقه سوم نوشته بود اين مردان شغلي با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني و چهره هاي زيبا و در

كار خانه نيز كمك مي كنند.دختر گفت چقدر وسوسه انگيز برويم و طبقه بعدي را ببينيم.

در طبقه چهارم نوشته بود:اين مردان شغلي با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني و چهره هاي زيبا

و در كار خانه كمك ميكنند و در زندگي هدفهاي عالي دارند.

آندو واقعا به وجد آمده بودند و دختر گفت: واي چقدر خوب چه چيز ممكن است در طبقه آخر باشد آندو از

شوق زيادشروع به گريه كردند.

آنها به طبقه پنجم رفتند آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند زنان هيچوقت

راضي شدني نيستند. از اين كه به مركز خريد ما آمديد متشكريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم.

http://upload1.imgdl.ir/images/402funny_pic_popeye2.jpg

توجه توجه

راستي جدا از شوخي ميخوام يه بازي جديد و عالي رو بهتون معرفي كنم

تو كتاب گينس هم در شُرُف ثبته.بازيش نكني نصف عمرت كه چه عرض كنم،تمام عمرت بر فناست

http://upload1.imgdl.ir/images/668121dchi.jpg

ههhttp://upload1.imgdl.ir/images/791MRT_www.Win2Farsi.com_.gif هه http://upload1.imgdl.ir/images/791MRT_www.Win2Farsi.com_.gifههhttp://upload1.imgdl.ir/images/791MRT_www.Win2Farsi.com_.gif

فقط لطفا منو از نظراتتون بي نصيب نذارينThe image “http://upload1.imgdl.ir/images/795MRT_www.Win2Farsi.com_.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  89/09/04ساعت 3:20  توسط مسعود جوووون  | 

تست روانشناسی

http://www.lainiepetersen.com/wp-content/uploads/2008/04/doubt.jpg

تست روانشناسی خیلی واقعی و باحال

روی میز صبحانه شما این میوه‌ها گذاشته شده‌اند ...

یکی را باید انتخاب کنید:

۱. سیب

۲. موز

۳. توت فرنگی

۴. هلو

۵. پرتقال

اولین انتخاب شما کدام خواهد بود؟

لطفاً خوب فکر کنید و به میز غذا حمله ‌ور نشوید!

این یک امتحان بزرگ است و نتیجۀ آن شما را متحیر خواهد کرد !!

انتخاب شما چیزهای عجیبی در مورد شما خواهد گفت !

باز هم فکر کنید و قبل از انتخاب‌کردن به انتهای مطلب نروید ...

پس از انتخاب برای شناخت خودتان نتیجه را در انتهای مطلب ببینید...

...................

................

..............

............

..........

........

.......

......

.....

....

...

..

.

کجا میاین ؟!

میگم برید بالا با فکر میوه خود رو انتخاب کنید

که بعد از خوندن نتیجش پشیمون نشید ...

...................

................

..............

............

..........

........

.......

......

.....

....

...

..

.

با توجه به انتخاب شما...

سیب:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول سیب بخورد.

موز:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول موز بخورد.

توت‌فرنگی:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول توت‌فرنگی بخورد.

هلو:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول هلو بخورد.

پرتقال:

این یعنی شما شخصی هستید که دوست دارد اول پرتقال بخورد.

امیدوارم که باانجام این تست شناخت

بهتری از خودت به دست آورده باشی.

توجه به نتیجۀ این تست می‌تونه تو را به سمت آسودگی

و درک و فهم و آرامش و سلامتی و ابدیت و حقوق بشر

و پول و انرژی حق مسلم ما و... راهنمایی کنه،

پس نسبت بهش بی‌تفاوت نباش!

میدونم الان دلتون میخواد که به من دسترسی داشته باشین و....

ولی خوب خدا روشکر که دستتون به من نمیرسه

http://wkewseattle.com/images/crazy_devin.jpg

بابا یه شو خی بود دیگه نمی شه که همش جدی باشیم


+ نوشته شده در  89/08/01ساعت 3:34  توسط مسعود جوووون  | 

آنتي پسر 3

تصاویر زناشویی

به درخواست تعدادي از دوستاي باحال اين پست و آپ رو اختصاص دادم به پسراي خشگل و جيگر و خوش تيپ و... اِ مثلا اين پست ضد پسره هاااااا

ببخشيد پسراي بد تركيب و زشت و،بسه ديگه مطلب رو بخونين و نظراتتون رو بدين

درضمن من از اين خصوصيات پايين خداروشكر ندارم(واسه همينه كه ميزارمشون)

آموزش خودشناسی!!! (ضد پسر)

از اسم حميد به صورت مثال به كار بردم.آقا حميدها به دل نگيرن

منظور از خود در خود شناسی چیست ؟

خود به معانی زیر وجود دارد :

1- خود به معنی برداشتی که حميد از خودش دارد .(خودش فکر می کنه خیلی آدمه!!)

2- خود به معنی برداشتی که دیگران از حميد دارند .(یه آدم مزخرف!!!)

3- خود به معنی برداشتی که دیگران از برداشت حمید نسبت به خودش دارند.(زهی خیال باطل)

4- خود به معنی برداشتی که حمید از برداشت دیگران از حمید دارد . (پیچیده شد من قاط زدم!!)

5- خود به معنی آ ن خودی که نه حمید می شناسد و نه دیگران ولی وجود دارد .(جل الخالق!!!)

حالا ما دونه دونه این موارد و توضیح میدهیم :

واسه خوندن توضيحات كه خيلي هم جالبه به ادامه مطلب برين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  89/07/12ساعت 3:47  توسط مسعود جوووون  | 

اي خدااااااا


http://www.marylandmarriagecounselor.com/couplefight3.jpg


آهااااااااااااااااااااي دخترا


آهااااااااااااااااااااي پسرا


بابا به خدا اين مطالب فقط جنبه طنز داره

نمي خواد به دل بگيري و زود  بهت بر بخوره


توجه!!!توجه!!!


بروبچ باحال بيايد شما هم يكي از دوستاي باحال داش مســـــــــعود باشيد

با پيوستن به دوستان داش مســــــــعود از آپ شدن اين وبلاگ خبر دار ميشين.


واسه پيوستن به دوستان داش مســــــعود از منو هاي سمت چپ آخرين اسكريپت جاوا زير نظرسنجي مخصوص همين كاره

+ نوشته شده در  89/07/01ساعت 1:8  توسط مسعود جوووون  | 

فرق پول برداشتن دختر با پسر




پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز
رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
.

____________________________________________

دخترها:


۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.
۶- در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
۸- توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون.


۱۱
- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن

۱۳- توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.

۲۰
- مبلغ درخواستي رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.
۲۷- برميگردن به ماشين.
۲۸- آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن.

۲۹- توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.

۳۲
- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوي بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي‌ذاري براي آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
۳۸
- آرايششون رو توي آينه چک ميکنن.
۳۹- احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- ميندازن توي خيابون اشتباه.

۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توي خيابون درست.

۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- (ترمز دستي رو آزاد ميکنن )ميگم چرا انقدر يواش ميره


(( در ضمن به چهره دخترا وقتي اينا رو ميخونن توجه كنيد،اين فقط يه نمونست كه من موفق شدم از وب كمش بگيرم)):

http://www.persianuser.org/images/20vgz1jcav0t3iaygiu.jpg

+ نوشته شده در  89/07/01ساعت 1:1  توسط مسعود جوووون  | 

فرمول دخترها

+ نوشته شده در  89/06/30ساعت 16:47  توسط مسعود جوووون  | 

تغييرات اساسي

سلام به همه ي بروبچ باحااااااااال.قصد كردم تو وبلاگم يه تغيير اساسي بدم و به جاي اينكه ضد دختر يا انگليشش anti gilrs باشم هر دوش باشم البت به صورت طنز.هدف من نشون دادن مشكلات دختراي ناز و پسراي گل هست كه به صورت طنز در آورده شده كه هم مشكلات خودمونو بشناسيم،هم در پايش يكمم بخنديم.

چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ايول

مطمئنم كه خوشت مياد

واسه تبادل لينك هم پايه ي پايم جون دااااااااااااادااااااااااااااش


+ نوشته شده در  89/06/27ساعت 13:9  توسط مسعود جوووون  | 

آنتي پسر 2

آنتي پسر:

آینده نزدیک مردان (از دید زن ها)

http://www.irupload.ir/images/4nzdf13s17rfj7vns2xu.jpg

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف

هندوانه قرمز جلوی شان است. دختر خانواده برای دختر همسایه تعریف می کند: آره

زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین

زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی. تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه

شوهر خوب پیدا کنه.

مادر دختر می گوید: خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره!

سال 1342

پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و

چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من

دانشگاه قبول میشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو

شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما

بپوشد و نوبل صلح هم بگیره... زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می

گویند؟

مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید: مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل

و برمودا چیه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همین... این قدر سخت نگیر...

بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود. وقتی پدر

قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید: مرد، خدا سایهء تو را از سر

ما کم نکند!

سال 1352

فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند: چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟!

یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من

اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید...

کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با

وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود. صدای مادر خانواده به گوش می رسد:

مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند!

سال 1382

مرد خانواده: آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلم

نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی

ها گذشته، ما هم گفتیم چشم! بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به

نامم کن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی

بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟

زن: عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم

بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود.

حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه

مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمی برد... آفرین عزیزم ...

خدا سایه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...

سال 1482

زن خانواده: عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی. مثلا توی دوستانت به روشن فکری

معروفی. آخه چه اشکالی دارد؟ این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک

علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید. اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت

همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟

پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل

وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید: مرد ... یعنی سایه تو تا کی بالای سر

ماست؟

سال 1582

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل

نظرند.

- آره... می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضایع شدهء مردهاست...

- حق با آقا جمشیده... ببینید این زن ها چقدر از ما سواستفاده می کنند؟ تا

وقتی خونهء بابامونیم باید آشپزی و بچه داری و اینها را یاد بگیریم و توسری

بخوریم، بعدش هم بدون مشورت زنمان می دهند و زنمان هم مارا استثمار می کند...

- خب می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسم است و...

در این حال با ورود خانم یکی از آنها بحث به زیاد بودن گِل سبزی کشیده می

شود! زن می گوید: خدا سایهء شما مردها را از سر سبزی ها کم نکند!

+ نوشته شده در  89/06/27ساعت 13:8  توسط مسعود جوووون  | 

آنتي دخمل 2




از تصميم گيري تا پشيموني

http://ww1.prweb.com/prfiles/2003/12/31/96555/LATINO_LOVE....JPG

پسر : سلام عزیزم !!

دختر : زحر ما , خفه شو !!

پسر : خانمی اجازه هست من رو مخ شما کار کنم !!

دختر : خفه شو !! عوضی !!

پسر : دستت درد نکه , چه با ادب !!!

دختر : خفه شو !!

پسر : عزیز ساعت چنده ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : دیگه دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : تو بم قلبم زلزله اومده !!! کمکم میکنی ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : حتی یه لحظه , یه لحظه پیشم بمون !!

دختر : خفه شو !!

پسر : مگه دوستم نداری ؟؟ پس چرا تنهام می زاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : I LOVE YOU

دختر : خفه شو !!

پسر : بی وفا دیگه دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : شماره تلفنت را میدی ؟؟

دختر : خفه شــــــ 091.16.43.8 ــــــــو !! (( یعنی چند میتونه باشه ))

پسر : ID چی ؟؟ اونم نمیدی ؟؟

دختر : خفه شــــye_boos_bide_dar_rah_khoda@yahooــــــو !!

پسر : یعنی اصلآ دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : پس چرا تنهام نمیزاری ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر :یه چی بگم !!! (( لطفآ ))

دختر : خفه شو !!

پسر :با من ازدواج کن !!!

دختر : جدی میگی !!!!!!!!!!

پسر : خفه شــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــو !!!!!!!!!!!!  

+ نوشته شده در  89/06/27ساعت 13:6  توسط مسعود جوووون  | 

آنتي پسر 1

آنتي پسر:

ساعت ۴ بعد از ظهر

۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه

۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش

۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره

۸ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا

۹ـ زیر دوش میگ… و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ٬کر کر میخنده

۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش

۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میکنه و م.... توش

۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه

۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق

۱۴ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر


روند تكامل پسرها (از ديدگاه دختران)

شماره ي 1

شماره دو


+ نوشته شده در  89/06/27ساعت 13:5  توسط مسعود جوووون  | 

يه كم درباره خودم




سلام به همه ي بروبچس باحالي كه به وب خودشون افتخار دادن.خوفففين؟؟؟؟

من مسعود 18 ساله و دانشجو نرم افزار رشته كامپيوترم و خيلي خوشحالم كه ميبينم به اين وبلاگ سر مي زنين و خوشحال تر ميشم اگه امتياز به وبلاگ و نظر رو فراموش نكنيد و مطمئن باشين كه از نظراتتون گذرا عبور نميكنم و بيشتر نظرات شما رو بعد از تاييد ميجوابم.اميدوارم كه خوشتون بياد و اگه انتقاد و يا پيشنهادي داشتين حتما تو نظرات بذارين.در ضمن خیلی هم عاشق گیتارمم 

+ نوشته شده در  89/05/11ساعت 11:14  توسط مسعود جوووون  | 

مقدمه





سلاااااااااااااااام به همه دوستای گل و خوجگلم،خوففففففففففففین؟؟؟؟؟

من که عالیییییییییییییییییییییییم و امیدوارم شما هم همینطور باشین.

امیدوارم از مطالب چه دختر چه پسر لذت ببرید.ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

نظر و امتیاز دادن به وبلاگ هم فراموش نشه.بووووووووووووووووووووووووووووس


+ نوشته شده در  89/04/29ساعت 23:23  توسط مسعود جوووون  | 

آنتي دخمل 1

این فقط جنبه ی طنز دارد!!!!

فرق از عروسی برگشتن دخترها و پسرها


پسرها:

آرش:عروسی خیلی خوبی بود محمد همه چیز عالی بود

محمد:آره همچی خوب بود ایشالا که خوشبخت بشن

دخترها:

مهسا:شیوا به نظرت عروسه خوشگل بود

شیوا:ای بد نبود ولی خیلی به هم نمیومدن

مهسا:ولی اون لباس آبی اصلا قشنگ نمیرقصید فقط موهاشو قشنگ درست کرده بود

شیوا:اره موهای منو که آریشگره خراب کرد

مهسا:ولی خواهر عروسه چقدر خوشگل تر از خود عروس بود

شیوا:یادم باشه فردا صبح زود بهت زنگ بزنم کلی از عروسی حرف دارم

مهسا:باشه عزیزم منتظرتم

نکته:دخترها ذاتا حسودن و این خصلت جزيی از ژنشونه شما اگه در دایناسور دیدید حتما یه دخترم میبینید که حسود نیست حال حاضر

یک سوال از پسرها از گذشته تا کنون

دنبال چه دختری برای ازدواج هستی؟

سال ۱۳۷۰:دنبال دختری هستم که با هیچ کس نبوده باشه (امیدوار)

سال ۱۳۷۵:راستش دنبال دختری هستم که کمتر با کسی بوده باشه یکم ناامید))

سال ۱۳۸۰:خب من دنبال دختری هستم که حداقل با کسی رابطه جنسی نداشته (نا اميد)

سال ۱۳۸۸: دنبال دختری هستم که کمتر با کسی رابطه جنسی داشته (بي اميد و بي انگيزه)

آینده:دنبال دختری میگردم که کمتر بچه انداخته باشه


فرق استخدام منشی دخترها و پسرها


پسرها

به یک آقا جهت منشی گری در یک شرکت کهنسالی نیازمندیم.

آدرس:...............................

دخترها

به یک خانوم جوان،جذاب،خوش هیکل،تو دل برو وتحریک کننده .... جهت منشی گری در شركت نيازمنديم.

تلفن شرکت:........... موبایل مدیرعامل:...............

خط دوم مدير عامل:.................

آدرس شرکت:.....................

آدرس منزل مجردی مدیرعامل:....................

توجه :لطفا قبل از مراجعه چند عکس از خود و اندام خود را به ایمیل مدیرعامل ارسال کنید و در صورت تمایل و پیگیری سریع تر میتوانید کلیپی از خودتان را ارسال كنيد


فرق تبلیغ آریشگاه پسرها و دخترها


پسرها

پیرایش گلها

اصطلاح و شستشوی سر

ساعت کار:9 الی 13 ظهر و 16 الی 21 شب

آدرس :....................................................

دخترها

در آریشگاه گلها صد سال جوانتر شوید و سن خود را با دخترتان یکی کنید.

ارائه کلیه خدمات زیبایی...

آرایش صورت با مواد کاملا آمریکایی

آرایش سه بعدی، چهاربعدی،شش بعدی (جدید)

آرایش اروپایی ،خلیجی ،مصری ،افغانی و ...

رنگ مو ،مش یخی، دریایی ،آبکی ،سنگی ،رنگین کمانی ،فضایی و ...

شینیون به سبک بلغارستانی با مدیریت خانوم اسدی از بلغارستان

پاکسازی صورت ،روتوش ،صافکاری با مواد کاملا طبیعی

برطرف کردن هرگونه کک مک، جوش، جای جوش، سایه جوش و...

فوق تخصص سایه های دو جداره ،نسوز ،محوه چشم ،لب ،بینی و ...

سایه های خطی ،مینیاتوری ،خرچنگی ،ابر و باد،ماه و خورشید و ...

تخصص دوخت مو ،هیرا اکتنشن،بافت مو با مهره و کاغذ و مداد

طراحی روی ناخن ،چشم ،لب،گوش،حلق ،بینی و ...

(قابل توجه خانوم های محترم به علت پرشدن صفحه آگهی لطفا برای اطلاع کامل از خدمات آریشگری حضورا به ما مراجع کنید)

تلفن : ...................... موبایل : ............................

خط دوم : ................. خط دوم : .........................

آدرس : ...............................................

با مدیریت خانوم سنایی فوق تخصص زیبایی از امریکا و المان و هندوستان و تاجیکستان و ....


برنامه رورانه دخترها


ساعت ۹:بیدار شدن از خواب و جداشدن از عروسک ملوسشون

ساعت ۱۰:رفتن به باشگاه یوگا برای تمرکز اعصابشون

(چون سيماي مغزشون قاطي پاتيه)

ساعت۱۲:وقت آرایشگاه برای مراقبت از پوستشون

ساعت ۱:۳۰:وقت ماسک گذاشتن روی صورت برای جلوگیری از چروک

ساعت ۲:به دوستشون زنگ زدنو ورور کردن تا دو ساعت

ساعت ۴: خوابیدن عین مرغ تا یک ساعت

ساعت ۵: آرایش کردن (چهره واقعیشونو پنهان کردن)

ساعت ۶: بابا رو تیغ زدن و رفتن بیرون

ساعت ۷:اولین قرار با دوست پسرشون

ساعت ۸:قرار با دوست پسر دومیشون

ساعت ۱۱شب:خدافظی کردن از آخرین دوست پسرشون

ساعت۱۲شب:خوابیدن


فرق لباس خریدن دخترها و پسرها؟؟؟


پسرها

اتخاب کت، پرداخت پول و خارج شدن از پاساژ.

دخترها

فروشنده:خب چطور بود خانوم؟

دختر:راستش این مانتو خیلی چاق نشونم میده بی زحمت اون یکی مانتو رو بیارید ممنون.

فروشنده:خب این یکی خوب دیگه نه؟

دختر:نه این یکی بر عکس لاغر نشونم میده ببخشید اون بالایي رو زحمت میدید بي

فروشنده:خب خانوم پسندید؟

دختر:وای نه این یکی یه خورده بلنه یه دونه تنگ ترشو و کوتاه بهم بده میخوام وقتی میپوشم از تنگی دکمه هاش بهم نرسه

فروشنده:خب چی شد بالاخره پسندید؟

دختر:راستش نه،من میرم شب با دوستم میام آخه این جوری نمیتونم انتخاب کنم ببخشید خدافظ


گرفتن فال یه پسر برای پیدا کردن دختر مورد علاقش ؟؟؟


:نیت

خدایاخودت یه دختری نصیبم کن که این شرایطو داشته باشه

- نجیب و پاک باشه

- دوست پسر نداشته باشه و به یک پسر قانع باشه

- دروغ نگه و راستگو باشه

- خوشگل و دوست داشتنی باشه

- بخاطر سرکیسه کردنم باهام نباشه

- بخاطر موقعیت و شرایطم پیشم نمونه

- دوست داشتنش واقعی باشه

- احساس،معرفت و عاشق واقعی باشه

- بی جنبه و بی ظرفیت نباشه و...

جواب فال

آرزوتو ببر به گور ...


دخترها مثل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دخترها مثل چارو برقی پر وسر صدا و اعصاب خورد کنن

جاروبرقی آشغال ها رو میکشه دخترها پول دوست پسراشونو میکشن تازه با مکش بیشتر

دخترها مثل کارت شارژ میمونن هر چند وقت یکبار شارژشون ته میکشه و تا پول توش نریزی شارژ نمیشن

دخترها مثل رادیو میمونن فقط فرسنده دارن گیرنده ندارن فقط حرف میزنن نمیتونن گوش کنن

دخترها مثل لیمو شیرین میمونن اولش خیلی شیرینن ولی یه خورده که میمونن تلخ میشن عین .....

دخترها مثل هندونه میمونن همشون در بسته ان توشونو فقط خدا میدونه چی میگذره

دخترها مثل کفتر میمونن یه روز میبینی پر کشیدن رفتن روی یه لونه دیگه

و در آخر دخترها مثل لباس میمونن با اینکه اولش خیلی قشنگنو دوسشون داری ولی بالاخره یه روزی کهنه میشنو باید بندازیشون کنار...


و دختران كه شب امتحان  حجاب خود را كامل مي كنند وبراي اولين بار به نماز مي ايستند

فرق فیلم دیدن دخترها و پسره


بعد از اتمام فیلم بیرون از سینما

پسرها

آرش:محمد فیلمش خیلی جالب بود،فیلمنامه خیلی قوی داشت

محمد:آره بازی بازیگرام خوب بود در کل کارگردانیش عالی بود

دخترها

شیوا:مهسا دیدی لباس بازیگر....جقدر خوشگل بود

مهسا:آره ولی آرایشش یه چیزه دیگه بود

مونا:شیوا ولی بینیشو عمل کرده بودا من خیلی دقت کردم کاملا مشخص بود

مهسا:ولی پیش هر کی عمل کرده بود خوشگل شده بود

شیوا:ولی من از لباسو کفشش خیلی خوشم اومد اگه پیدا کنم حتما میگیرم

مونا:من فکر کنم لوازم آرایشش ژاپنی بود خیلی خوشگل شده بود...

و ادامش دیگه گفتن نداره چون خیلی خصوصی تر میشد.



پسرها هميشه خوشتيپن ميگي نه نگاه كن

ناز کردن دخترها تا پشیمونیشون


پسر:سلام عزیزم خوبی

دختر:سلام ای بد نیستم

پسر:عزیزم چیکار میکردی

دختر:هیچی کاری داشتی

پسر:آره زنگ زدم بگم حاضر شو باهم شام بریم بیرون یه گشتیم بزنیم

دختر:الان، من که نمیتونم بزار واسه بعد

پسر:واسه چی

دختر:خیلی حوصله ندارم الان

پسر:خب حالا پاشو بیا بریم حوصلت میاد

دختر:نه آخه یه جوریم حوصله ندارم اصلا، امروز یوگا نرفتم اعصابم آروم نیست

پسر:باشه پس بمونه واسه بعد

دختر:خب حالا دیگه گفتی میام دیگه

پسر:نه نمیخواد بزار باشه واسه بعد

دختر:نه بیا بریم دیگه الان یه خورده حوصلم اومد

پسر:گفتم که نه ولش کن توام حوصله نداری

دختر:نه آخه اصلا خودم میخواستم بهت زنگ بزنم بگم شب بریم بیرون

پسر:نه بمونه یه شب دیگه خدافظ.


+ نوشته شده در  89/03/27ساعت 16:27  توسط مسعود جوووون  |